تحليل غزلی توسط مجيد احمدی برای استفاده ی عمومی :
پیش خود کردم
خیالش خانه بوی گل گرفت
گفتم از وصف رخش ؛ افسانه بوی گل گرفت
ای صبا زلف کدامین غنچه را بوسیده ای؟
کز نسیمت خانه و کاشانه بوی گل گرفت
امشب آن سرو گل اندام از کف ما بیدلان
جرعه ای زد ساغر و پیمانه بوی گل گرفت
تا به لعلش بوسه زد پیمانه ؛ نشئت خیز شد
چون به زلفش آشنا شد شانه ؛ بوی گل گرفت
صبحدم ( نظمی ) ز حسن روی آن
گل پیرهن
شمّه ای گفتم فضای خانه بوی گل گرفت
مقدمه ای
برای شعر :
در این شعر
شاعر معشوق خود را به یک گل تشبیه کرده است و سوژه ای که
روی آن شعرسروده این است که تو مانند گلی و
کل شعر
روی آرایه ی تشبیه بنا شده است .
من بیت به
بیت معنی میکنم و تحلیل :
معنی مصراع
اول :
پیش خودم
وقتی خیال تو را تجسم کردم خانه پر از عطر
گل شد
( چون معشوق را یک گل خیال کرده در عالم رویا بوی گل را
به حالت تلقینی
استشمام کرده و خیال کرده بوی گل درخانه پیچیده است
و این به خاطر عشق وجودی
معشوق است ... ! )
معنی
مصراع دوم :
وقتی که
شروع کردم به توصیف یارم و از صورت و چهره ی معشوق خودم
حرف زدم شد یک افسانه ی
رویایی که کلش بوی گل میداد ...
( باز اینجا یک اغراق است که چون در سراسر افسانه
گل نماد معشوق شده بود
و از یار خودش که همان گل صورت و زیبا رخ شاعر است
در همه
جای افسانه حرف زده بود شاعر نا خود آگاه به این باور رسیده بود
که افسانه هم بوی
یارش را که گل صورت است می دهد
و به این
معنی است که شاعر معشوق خود را زنده کرده است ..
و بوی معشوق خود را می شنود و معشوق
خود را حس می کند )
معنی
مصراع سوم :
ای باد
خوش صبا به موهای کدام گل بوسه زده ای
؟؟!؟
( اینجا شاعر باد صبا را زنده کرده است و از آرایه ی جان بخشی
یا همان تشخیص استفاده کرده است که به باد صبا نسیم خوش بو
که می دانیم بوی خوب و خوشی می دهد و دلیل این بو همان
عطر گل هاست که وقتی به گل ها برخورد می کند عطر گل ها به هوا
بر می خیزد و شاعر از این مسئله یک سوژه خلق کرده است
که به این حالت که به باد صبا می گوید تو به موهای کدام گل بوسه زده ای
؟!؟
ادامه در مصراع زیر ... )
معنی
مصراع چهارم :
که خانه
و کاشانه و همه جا بوی گل می دهد و بوی خوشی در خانه پیچیده است ..؟!
( یعنی
به دید شاعر که یک حسن تعلیل را چاشنی شعر خود کرده است ،
نسیم صبا می آید ( مثل
یک انسان ) موهای معشوقه اش را ( که همان گل است )
می بوسد و می رود این عطر در
وجود باد صبا می پیچد
و نسیم صبا این بو را با خود یدک می کشد تا به خانه ی شاعر
می رسد
و شاعر این بو را حس میکند !!! )
مصراع
های این بیت ( مصراع پنجم و ششم )
چون در تکمیل هم سروده شده است من هم با هم معنی
می کنم :
باز شاعر
یک نمونه ی دیگر از خیالات عاشقانه ی خود را
در شعر به رخ می کشد و می گوید :
امشب آن
سرو گل اندام ( استعاره از معشوق گل رو ی خود که مثل سرو بلند
و رعنا و مثل گل خوش
بود و زیباست ) از دست ما عاشقان
یک جرعه شراب نوشید چنان که ساغر و پیمانه ی شراب ما
بوی گل گرفت ( یعنی بوی معشوق که بوی گل می دهد را گرفت )
باز شاعر در وصف یار
خودش اغراق بی نظیری کرده است
که گفته چون تو از جام دست من شراب خوردی جام من بوی
گل گرفت
بوی تویی که خوش بویی را گرفت که این نشان دهنده ی
شدت علاقه ی شاعر عاشق به معشوق
خود است )
باز در
مصراع های دیگر ،
جلوه های دیگر از این اغراق عاشقانه را بیان می کند
مصراع هفت
:
وقتی لب
پیمانه ی شراب ( پیمانه را جان بخشی کرده است )
به لبهای لعل و جذاب یار بوسه زد (
در واقع همان لحظه ی شراب خوردن
معشوق خود را بیان می کند ) یعنی شاعر نمی گوید
معشوق شراب خورد !!!
می گوید : لب پیمانه لب معشوق را بوسید !!
حالا چه اتفاقی افتاد ؟؟!؟!؟
ادامه می دهد پیمانه ی شاعر حالی به حالی شد و مست شد ( نشئه شد )
یعنی
شاعر اینجا یک زرنگی شاعرانه کرده است و به شعرش زیبایی
داده است که نمی گوید با
خوردن شراب پیمانه یار من مست شد
بلکه می گوید لبهای یار پیمانه را مست کرد به این ترتیب که
پیمانه از لب یار بوسه زده و مست شده است !!! )
مصراع
هشت :
همچنین
وقتی معشوق من موهایش را شانه می کند شانه بوی گل می گیرد
چون یار من گل است و
شانه بوی گل می دهد !!
( باز یک
اغراق شاعرانه ( مثال دیگر )
یک نمونه ی جذاب دیگر برای تکمیل بیت و حرف خود !!! )
مصراع
نهم و دهم مکمل همند پس با هم معنی می کنم :
شاعر
بیان می کند که من صبح دم بلند شدم و
از زیبایی های روی معشوق خودم که تنش جامه ای
از گل دارد
که بوی خوب و گل وار میدهد یک نطقی ( یک شمه ای ) گفتم و
دیدم تمام خانه بوی گل گرفت !!!
( یک
اغراق باور نکردنی دیگر که شاعر می گوید انقدر یار من
زیبا و گل روست که وقتی از
او حرف می زنم
کل فضای خانه بوی گل می دهد !! )
پی نوشت برای
رفع یک ابهام :
در اصل شاعر دروغ نمی گوید با این اغراق هایش ... !!!
بلکه
شاعر آنقدر دلباخته ی روی معشوق خود است
که یار خود را در هر لحظه از زندگی خود حس
می کند و
بوی گلی که از معشوق حس کرده است را به یاد می آورد و خیال می کند
کل
خانه بوی گل می دهد !!!
و هر
دلیلی ( حسن تعلیل ) را می جوید که ربط بدهد به معشوق خود
یا بهتر بگویم عشق خود را بیشتر حس کند و
از وجودش آرامش پیدا کند و لذت ببرد !!
در کل
این غزل عاشقانه برای توصیف معشوق این شاعر است
که شاعر بسیار خوب و ظریف عشق خود
را به زبان شعر نقل کرده است
و احساس خود را ساده و صاف بیان کرده است !!!!
تحليل از مجيد احمدی ( دبير كانون ادبی )